عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 
موضوعات سایت
  عکسهای دیدنی
تعداد اخبار : 75 مورد
  شیرینی و کیک
تعداد اخبار : 5 مورد
  خنده و تفریح
تعداد اخبار : 50 مورد
  خبرهای داغ
تعداد اخبار : 75 مورد
  داستانهای خواندنی
تعداد اخبار : 80 مورد
  مطالب حکیمانه
تعداد اخبار : 127 مورد
  دانستنیهای تاریخی
تعداد اخبار : 1 مورد
  دانستنیهای علمی مطالب
تعداد اخبار : 98 مورد
  زناشویی
تعداد اخبار : 30 مورد
  اس ام اس های عارفانه
تعداد اخبار : 6 مورد
  آرایش مووصورت
تعداد اخبار : 26 مورد
  عکسهای حیوانات
تعداد اخبار : 3 مورد
  عکسهای ورزشی
تعداد اخبار : 1 مورد
  عکسهای خوانندگان
تعداد اخبار : 0 مورد
  آقایون داخل شوند
تعداد اخبار : 12 مورد
  شعرهای زیبا
تعداد اخبار : 24 مورد
  عکسهای عاشقانه
تعداد اخبار : 8 مورد
  اس ام اسهای عشقولانه و
تعداد اخبار : 11 مورد
  مدلهای شلوار
تعداد اخبار : 2 مورد
  مدل لباس عروس
تعداد اخبار : 0 مورد
  مدل لباس
تعداد اخبار : 0 مورد
  کلیپ کوتاه موبایل
تعداد اخبار : 0 مورد
  بازیگران اروپائی
تعداد اخبار : 3 مورد
  درد دل نویسنده
تعداد اخبار : 5 مورد
  غذای لذیذ
تعداد اخبار : 15 مورد
  پزشکی و سلامت
تعداد اخبار : 12 مورد
  دانستنیهای کامپیوتر
تعداد اخبار : 10 مورد

مرکز تخصصی عکس: مطالب حکیمانه

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

نظرات  بازديد:85 بار   نظرات  دسته : مطالب حکیمانه

عشق و ازدواج

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه آوردی؟
و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.
استاد گفت : عشق یعنی همین !

شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟
استاد به سخن آمد که: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت!!!
استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم!
استاد گفت: ازدواج یعنی همین !!!

مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند .آلبرت انیشتین
ادامه مطلب ادامه مطلب تاریخ يكشنبه، 13 تير ماه ، 1389 نظرات نظر دهيد!
نظرات  بازديد:204 بار   نظرات  دسته : مطالب حکیمانه
در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم
در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد حتی اگر با مهارت انجام شود
 در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن

 یك شب هشت ساعته ، محروم می كند
 در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن

ادامه یادت نره

ادامه مطلب ادامه مطلب تاریخ دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389 نظرات 1 نظر
نظرات  بازديد:137 بار   نظرات  دسته : مطالب حکیمانه

**همه دوست دارند به بهشت بروند,اما كسي دوست ندارد بميرد .بهشت رفتن جرأت مردن ميخواهد.


ادامه  یادت نره
ادامه مطلب ادامه مطلب تاریخ دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389 نظرات نظر دهيد!
نظرات  بازديد:91 بار   نظرات  دسته : مطالب حکیمانه
يكي از دوستانم به نام پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد. پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ، آقا؟"
پل سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين جوري، بدون اين كه ديناري بابت آن پرداخت كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش..."
البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزويي مي خواهد بكند. او مي خواست آرزو كند. كه اي كاش او هم يك همچو برادري داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پاي وجود پل را به لرزه درآورد:
" اي كاش من هم يك همچو برادري بودم."
پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با يك انگيزه آني گفت: "دوست داري با هم تو ماشين يه گشتي بزنيم؟"
"اوه بله، دوست دارم."
تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشماني كه از خوشحالي برق مي زد، گفت: "آقا، مي شه خواهش كنم كه بري به طرف خونه ما؟"
پل لبخند زد. او خوب فهميد كه پسر چه مي خواهد بگويد. او مي خواست به همسايگانش نشان دهد كه توي چه ماشين بزرگ و شيكي به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بي زحمت اونجايي كه دو تا پله داره، نگهداريد."
پسر از پله ها بالا دويد. چيزي نگذشت كه پل صداي برگشتن او را شنيد، اما او ديگر تند و تيـز بر نمي گشت. او برادر كوچك فلج و زمين گير خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روي پله پائيني نشاند و به طرف ماشين اشاره كرد :
" اوناهاش، جيمي، مي بيني؟ درست همون طوريه كه طبقه بالا برات تعريف كردم. برادرش عيدي بهش داده و او ديناري بابت آن پرداخت نكرده. يه روزي من هم يه همچو ماشيني به تو هديه خواهم داد ... اونوقت مي توني براي خودت بگردي و چيزهاي قشنگ ويترين مغازه هاي شب عيد رو، همان طوري كه هميشه برات شرح مي دم، ببيني."


پل در حالي كه اشكهاي گوشه چشمش را پاك مي كرد از ماشين پياده شد و پسربچه را در صندلي جلوئي ماشين نشاند. برادر بزرگتر، با چشماني براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائي رهسپار گردشي فراموش ناشدني شدند.


ادامه ندارد
ادامه مطلب ادامه مطلب تاریخ دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389 نظرات نظر دهيد!
نظرات  بازديد:107 بار   نظرات  دسته : مطالب حکیمانه
سوتی

مثل هميشه براي مشتري قيافه گرفت، با هزار توپ و تشر و بهانه بيرونش كرد.
عصري كه براي خواستگاري رفت ديد پدر طرف مشتري صبحش بوده!

فرستنده : سعید سرتیپی
ادامه مطلب ادامه مطلب تاریخ جمعه، 17 ارديبهشت ماه ، 1389 نظرات نظر دهيد!
آمار کاربران
مطالب گذشته
جمعه، 17 ارديبهشت ماه
· غریبه
· کجاست؟
چهارشنبه، 8 ارديبهشت ماه
· گاهی
· تاریک
· بازی
· روزهای تنهایی
· ترس
سه شنبه، 7 ارديبهشت ماه
· مومن
· کابوس پیشرفت
· کرم خاکی
· زندگی
· همیشه با منی
· مردی که عاشق شده بود
· نفرین
· شوق مادر
· پدر بزرگ
· احساس غرور
شنبه، 4 ارديبهشت ماه
· قفس
· لیوان آب
· پاسخ نگاه

مطالب قدیمی تر
نظرات خوانندگان
حدیث تصادفی
دانلود چندین برنامه مهم
دانلود نورتون 2010

اپدیت نورتون 64 بیتی
06/27/2010
اپدیت نورتون 32 بیتی
XP , VISTA , SEVEN

http://up.iranblog.com/37261/1268228568.png

دانلود اخرین نسخه فلش پلیر
نسخه مورد نظر را دانلود کنید

اینترنت اگسپلورر

موزیلا فایر فاکس

اپرا Opera

Username:TRIAL-32707084
Password:muxtru3jbe

Username:TRIAL-32707081
Password:43psv8pmj7

Username:TRIAL-32707085
Password:2373pm2r3u

Username:TRIAL-32707083
Password:sd75usp333

Username:TRIAL-32707082
Password:e7xxv3ptbk

Username:TRIAL-32707097
Password:nrkstdjmnx